| |
| جمعه 30 بهمن ماه سال 1383 |
| دررو |
همه درها به روم بسته شد . وقتی همه درها ، به روی آدم بسته میشه ، آدم دنبال دررو میگرده .
کاش هیچوقت اینطوری نمیشد ... |
|
| |
| چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1383 |
| افسوس |
یادته سعید ، یه روز یه جمله ای گفتم ، تو هم خیلی خوشت اومد .
گفتم : خیلی چیزا قشنگن ، مهم اینه که ما خرابشون نکنیم .
اما ، یادم رفت ... |
|
| |
| سه شنبه 27 بهمن ماه سال 1383 |
| خاطره |
سعید ، اون متنی رو که با این جمله شروع کرده بودی ، هیچوقت فراموش نمیکنم ، هیچوقت ... : اشک من پیرهنتو تر کرده همه جا عطر تو پیچیده ولی دل دیگه غربتو باور کرده ... |
|
| |
| دوشنبه 26 بهمن ماه سال 1383 |
| مادربزرگ ! |
امروز اولین سالگرد فوت مادربزرگمه . خدا رحمتش کنه . خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه . |
|