| |
| یکشنبه 23 اسفند ماه سال 1383 |
| پاییز |
نه نمیخوام بهار شه من عاشق پاییزم پاییز میشه عاشق تر
|
|
| |
| جمعه 14 اسفند ماه سال 1383 |
| شاید ... خداحافظ ! |
سلام دوستان
این چند وقته ، اینقدر مشکلات عجیبی با اینترنت داشتم ، که ... اگه آف هاتون بی حواب موند ، اگه کمتر به وبلاگاتون سر زدم ، دلیل بر بی معرفتی من نگذارید ... دیگه برام عادی شده ... وبلاگ و وبلاگ نویسی رو میگم ... این چند وقته ، خیلی هم اذیت شدم ...
از این به بعد شاید کمتر بنوسیم ، شایدم اصلا ننویسم !
یه خورده بذارین درد دل کنم . کاش آدما ، مثل سایر جانداران ، یا از اول مستقل به دنیا میومدن ، یا زودتر میتونستن مستقل شن ... نه ، نصیحتم نکنید . خودم ۱۰۰۰ بار قشنگترش رو بلدم ، برای خودم بکنم ...
میدونید ، آدم هر قدر که بزرگتر میشه ، میفهمه که چقدر بچه است !!! انسان ، همیشه در حال تغییره . این تغییرات ، بعضی وقتها به مرزی میرسه که به پوست انداختن تعبیر میشه ! آدم ، در طول زندگیش ، چند بار پوست میندازه ! منم چند وقت پیش ، پوست انداختم . دیگه ، طرز فکرم ، هنجارهام ، ... مثل چند وقت پیش نیست ... آدم ...
|
|
| |
| چهارشنبه 12 اسفند ماه سال 1383 |
|
مگه میشه یه پرنده بمونه بی آب و دونه مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه |
|
| |
| سه شنبه 4 اسفند ماه سال 1383 |
| سلام |
سلام خوبین بچه ها ؟ یه مدت ، وبلاگم ، حال و هوای خاصی پیدا کرده بود ... خب ، به هر حال میشه دیگه ... شما ها خوبین !
|
|