| |
| یکشنبه 28 فروردین ماه سال 1384 |
|
| نمی دونم ، اشکامو با کدوم دستم پاک کنم ... |
|
| |
| شنبه 27 فروردین ماه سال 1384 |
| ذات |
| ذات آدم مردنی نیست ... |
|
| |
| چهارشنبه 24 فروردین ماه سال 1384 |
| سالگرد |
سلام هر حادثه ای ، اتفاقی ، ... ، چه خوب چه بد ، دارای سالگرده . امروز هم ، سالگرد وبلاگ منه .  وبلاگی که یک سال پیش ، با این جمله شروع شد : " مام یه وبلاگکی باز کردیم ببینیم چی میشه " . آره ، اول پرشین بلاگی بودم ، حالا اومدم بلاگ اسکای . فرقی نمیکنه ، مهم بلاگ نوشتنه که یک سال از بلاگ نویسی من میگذره . تو این یک سال ، وبلاگ من ۳ تا اسم گرفت . اول پرنده تنها ، بعد خاکستری بودن و بعد بازیگر سالهای ... و دوباره به اسم پرنده تنها برگشت . و فکر میکنم ، تنها اسمی که میتونه وبلاگ من داشته باشه همین پرنده تنها است .
تو این دنیای جدیدی که وارد شدم (وبلاگ) ، دوستای جدیدی پیدا کردم . با خیلی ها آشنا شدم . بعضی ها براشون سو ء تفاهم هایی پیش اومد ، بعضی ها رنجیدن ، بعضی ها رفتن ... ! به هر حال ، اگه در این مدت ، کسی ز دل گرفت از ما ، به بزرگواری خودش ببخشه . حالا یه سری عنوان ها و جملات جالبی که تو این یک ساله به یادم مونده براتون مینویسم :
... ۷.۸.۹.۱۰ ... عروسک خیمه شب بازی ... خداحافظ مامان DOMINO ... بازداشتگاه زنان ... شما که گفتین یه میگرن ساده است ... تا اطلاع ثانوی تعطیل ... بودنم را خاکستری یافتم ، و خاکستریم را بودن ... -خیلی شنگولی ! -چایی زعفرونی خوردم ...
|
|
| |
| دوشنبه 15 فروردین ماه سال 1384 |
|
I dont know I lost the way or my way lost me |
|