مثل فیلم دیشب سینما ۱ ، قراره توی یه دادگاه ، از یه برگه دروغین بخونمو ، خودمو تبرئه کنم . احساس خیانت به خود میکنم از این کار . واسه همینه ، اینقدر حالم بده .
دوستم میخواسته بام تماس بگیره . اولین بار که زنگ میزنه ، بعد از چند بار زنگ خوردن میره رو پیغام گیره تلفن یه دختره که با لهجه شیرینش ... میگه : " من الان کار دارم ، بعدا تماس بگیرید " . دفعه دوم که زنگ میزنه ، یه داش اسمال جواب میده ، کم مونده بود بچه رو بخوره ... سومین بار موفق میشه ... و جالبه اینکه در هر سه بار گوشی من زنگ میخورده و من جواب میدادم ، اما دریغ از صدایی از اونور خط ... مسولین محترم هم گفتن تا اوایل دی ماه مشکلات خطوط تلفن همراه حل میشه . (آره جون عمه کوچیکشون )
راستی در روایت عمه کوچیکم ، یه اشتباهی رخ داد و اونم اینکه ایشون بر اثر بیماری کزاز ... نه اینکه تو استخر افتاده باشن .
همیشه ، از فصل پاییز خوشم میومد . اما اینبار ، ناراحتم که پاییز داره میاد . امین ، تو خیلی بد شدی !
هر کس تو زندگیش ، داری نوسانه ............. بالا ... پایین ...
با نمودارهای مود و اینجور چیزا کاری ندارم . همین خود وجودمون ، حال و احوالاتمون ، اراده و اعتماد به نفسمون ... بعضی وقتا دچار اشکال میشه ، مچل میشیم ، مینالیم ، دست به هیچ کاری نمیزنیم ... اون روی سکه ، انگار از بهشت در اومدیم ، شـــــــــــــــــــــــــــارژ ... همه کارامون رو با انرژی انجام میدیم ، حتی اضافه بر کارامون ... یه چند وقتیه من ، اون پایین مایینا سیر میکنم ... باید از نوساناتم کم کنم و اجباری هم که شده ، خودمو برسونم بالای نمودار و نگه دارم ... چون دیگه مجالی واسه پایین موندن نیست ...
بذار یه خورده بالا نگهش دارم ، بعدا تلافی میکنم ... اینا جمع میشه میزنه ... نمودار ممودار قاطی میکنه دیگه ... دست کاریش کردیم ...